یه دل نوشته برای روز اول پری
یکی ازم پرسید امیدت به چیه ؟
من جواب دادم:
من یه امید دارم اونم شوهرمه همینو بس امروز که چونم داشت میلرزید و گوله گوله اشکام میریخت اومد شونه هامو محکم گرفت دست انداخت زیر چونم سرمو بالا گرفت بهم گفت
میریم مرحله بعد سعی کن تو این بازی بهت خوش بگذره بعدم بهم گفت تا دو سال دیگه درمانو ادامه میدیم و من تا جایی باهات همکاری میکنم که اسم زن دیگه ای رو نیاری اگر تا دو سال دیگه هیچ کودوم از درمانا نتیجه نداد که نیاد اون روزززززززززززز
از شیر خوارگاره بچه میاریم
گفت فقط مهم نیست که ما یه بچه رو به دنیا بیاریم مهم اینه که بتونیم یه بچه رو خوب تربیت کنیم تا به این دنیا بیاد
اینجوری هم خدا رو خوش میاد هم بنده خدا رو
کلی حرف زد باهام وقتی سرمو رو قلبش گذاشتم دیدم صدای محکم و کوبنده ای داره فهمیدم خیلی براش سخته که به روی خودش نیاره که ناراحته خیلی براش سخته بدون اینکه صداش بلرزه و اشکش بریزه بشینه این وضع منو ببینه
از صبح تمام کارای خونه افتاد رو دوشش چون دو سه روزه مچ دستم درد میکنه اتل بستم نزاشت کار سنگین بکنم
فقط بهم گفت دوریمو تحمل کن تا بتونم کار کنم و پول درمانتو جور کنم
حس میکردم دارن ریشه ریشه گوشتامو از هم جدا میکنن
حس میکنم ......
دلم نمیخواد حسامو اینجا بگم چون ما اینجا قرار انرژی + بدیم
فعلا باید به 2 ماه انتظار دیگه خوش امد بگم و این در صورتیه که بتونم تا دو ماه دیگه هزینه میکرو رو جور کنم وگر نه ....
همیشه فکر میکردم قبل از 30 سالگی مامان میشم ولی العان دیگه این فکرو ارزو از بین رفت
میدونستم احتمال برنده شدن تو این بازی 20 درصده برا همین خیلی جا نخوردم وقتی لک دیدم
ناراحت هستم ولی نه اینقدر که زار بزنم
دلم گرفته فقط همین
که اونم احتمالا عوارض پری تا سه روز دیگه خوب میشه و همه چیز میاد سر جاش جز نینی و پولی که دادم رفتو کاش داده بودم برا میکرو به جای ا یو ای
البته امید میگه اگر این کارو نمیکردی همش یه شاید تو فکرت می موند
که شاید اگر ....
العان یه شاید از شاید ها کم شد
و یه باید به باید ها اضافه






یه دل نوشته برای روز اول پری 
